آلمان

 

    Bundesrepublik Deutschland
جمهوری فدرال آلمان پرچم آلمان نشان ملی آلمان پرچم نشان ملی آلمان شعار ملی: Einigkeit und Recht und Freiheit (یگانگی، حق و آزادی) سرود ملی: بخش سوم «Das Lied der Deutschen» (سرود آلمانی‌ها) جایگاه کشور آلمان روی نقشه پایتخت
 - مختصات جغرافیایی برلین

بزرگ‌ترین شهر برلین زبان رسمی زبان آلمانی نوع حکومت

جمهوری فدرال
هورست کوهلر
آنگلا مرکل (CDU) تشکیل
 امپراتوری مقدس روم
 امپراتوری آلمان
 جمهوری فدرال آلمان
 اتحاد دو آلمان
۸۴۳ (پیمان وردون)
۱۸ ژانویه ۱۸۷۱
۲۳ مه ۱۹۴۹
۳ اکتبر ۱۹۹۰ مساحت
 - کل
 
 - آبها (%)  
‪۳۵۷٬۰۵۰ km² ‫(۶۳ام)

۲٫۴۱۶ جمعیت
 - برآورد ۲۰۰۰
 - تراکم جمعیت  
‪۸۲٬۵۱۵٬۹۸۸ ‫(۱۴ام)
‪۲۳۱٫۱/km² ‫(۳۴ام)
تولید ناخالص داخلی
(برابری قدرت خرید)
 - کل
 - سرانه براورد ۲۰۰۶

۲٫۰۶۹ بیلیون دلار (۵ام)
۳۱٬۴۷۲ دلار (۱۷ام) شاخص توسعه انسانی (۲۰۰۴) ۰٫۹۳۲ (۲۱ام) – بالا واحد پول یورو (€)۱ (‏EUR) منطقه زمانی
 - در تابستان (DST)

CET (UTC+1)
CEST (UTC+2)

کد بین‌المللی خودرو

D

دامنه اینترنتی

پیش‌شماره تلفن

+49

۱ تا پیش از سال ۲۰۰۲: مارک آلمان

 

جمهوری فدرال آلمان یکی از صنعتی‌ترین کشورهای پیشرو جهان است. این کشور که در قاره اروپا واقع شده از شمال با دریای شمال، دانمارک و دریای بالتیک، از شرق با لهستان و جمهوری چک، از جنوب با اتریش و سوییس و از غرب با فرانسه، بلژیک، لوکزامبورگ و هلند هم‌مرز است.[۱]

آلمان دارای نظام سیاسی جمهوری فدرال دموکراتیک پارلمانی بوده و دارای ۱۶ ایالت است. این ایالت‌ها می‌توانند در برخی مسائل مستقل عمل کنند. آلمان هنگام جنگ فرانسه و پروس در سال ۱۸۷۱ به عنوان یک ملت-دولت متحد شد. آلمان هم اکنون یکی از صنعتی‌ترین کشورهای جهان است و موتور اقتصادی حوزهٔ پولی یورو محسوب می‌شود.

جمهوری فدرال آلمان یکی از اعضای سازمان ملل متحد، ناتو، کشورهای گروه هشت و گروه پنج بوده و از بنیانگذاران اتحادیه اروپا است. این کشور پرجمعیت‌ترین و ثروتمندترین عضو اتحادیه اروپا نیز هست.

 

فهرست مندرجات [نهفتن]

تاریخ

  1. دوران م  هاجرت و فرانک‌ها (۳۰۰ تا ۴۸۳)
  2. کارولنژی‌ها و فرانک شرقی از سال ۷۵۱.
  3. تشکیل امپراتوری مقدس روم در آلمان (رایش اول، با تاجگذاری شارلمانی تا سال ۱۸۰۶.).
  4. وقوع جنگ سی‌ساله (۱۶۱۸-۱۶۴۸).
  5. پادشاهی پروس (۱۷۰۱-۱۹۱۸).
  6. اتحاد آلمان و تشکیل رایش دوم در دوران ویلهلم یکم و صدراعظمی بیسمارک ۱۸۸۸ تا ۱۹۱۸.
  7. شکست رایش دوم در جنگ جهانی اول و تشکیل جمهوری وایمار در فاصلهٔ سال‌های ۱۹۱۸ تا ۱۹۳۳.
  8. تشکیل رایش سوم توسط آدولف هیتلر در سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵.
  9. شکست رایش سوم در جنگ جهانی دوم و اشغال آلمان توسط متفقین و شکل‌گیری آلمان فدرال در سال ۱۹۴۹
  10. شکل‌گیری جمهوری دموکراتیک آلمان در سال ۱۹۴۹.
  11. اتحاد دو آلمان در سال ۱۹۹۰ به دنبال سقوط دیوار برلین و تشکیل مجدد آلمان متحد

 نخستین ساکنان

سکونت دایم انسان در سرزمینی که آلمان خوانده می‌شود تاریخی دست کم دو میلیون ساله دارد. نئاندرتال‌ها نخستین ساکنان آلمان هستند.از یافته‌های دیرین‌شناختی درباره نئاندرتال یعنی دره نئاندر در نزدیکی‌های دوسلدورف برمی‌گردد.

 رمی‌ها در سرزمین آلمان

از گروههای انسانی ساکن در سرزمین آلمان نخست به صورت مکتوب در نوشته‌های یونانی و رُمی نام برده شده است. رُمی‌ها به مدت پنج قرن تا نیمه قرن پنجم میلادی بر آلمان تسلط داشته‌اند. شهرهایی چون کلن، تریر، ماینتس و آوگسبورگ در آغاز مقر نظامی رُمی‌ها بوده اند.

 دویچ‌لند

سرزمین آلمان در سده‌های میانه شاهد هجوم و جابجایی اقوام است. سرنوشت‌ساز برای آن تسلط فرانکها بر اروپای میانه و غربی بوده است. کارل کبیر یا شارلمانی چهرهٔ مشهور آنان است که در سال ۸۰۰ امر کرد که پاپ در رم تاج قیصری بر سر وی نهد. وحدت امپراطوری او به دلیل ستیز در میان خاندانش دیری نپایید. آنچه بعدا آلمان نام گرفت در فرانک شرقی تولد یافت که یکی از سه قسمت امپراطوری تقسیم شدهٔ کارل کبیر به سال ۸۴۳ بود.ین بخش در میان اعقاب کارل کبیر نصیب لودویگ شد که لودویگ شاهِ آلمانی (König Ludwig Germanicus) خوانده می‌شود. در این بخش به تدریج گرد زبانی که با آن سخن می‌گفتند و "دویچ" خوانده می‌شد، احساسی از همبستگی پدید آمد. سرزمین مردم دویچ‌زبان دویچلند، نام گرفت. برخی همسایگان غربی‌ دویچ‌لند را با یک طایفهٔ دویچ‌زبانی که با آن برخورد داشتند، می‌شناختند. این طایفه آلِمان‌ها (Alemannen) بودند که در قرون وسطا در منطقه‌ای که شوابن خوانده می‌شود، سکونت داشتند. چنین شد که فرانسویان دویچ‌لند را آلمان و زبانشان را آلمانی خواندند. ایرانیان نیز که با اروپا عمدتا از طریق فرانسه آشنا شدند، به پیروی از آنان دویچ‌لند را آلمان ‌نامیدند.

 رایش مقدس رمی

سرزمین آلمان ابتدا زیر سیطرهٔ "رایش مقدس رمی" بود. در قرن پانزدهم قید "ملت آلمان" نیز به این عنوان اضافه شد. فرمانروایان این رایش (دولت فخیمه / امپراتوری)، که قیصر (به آلمانی: Kaiser) نامیده می‌شدند، بارها ‌کوشیدند بر اقتدار و نفوذ کلام خود بیفزایند. رایش اما هیچگاه یکپارچه نشد و امیران محلی قدرت خودمختار ماندند. پس از جنبش اصلاح دینی، که در کلیسای یکپارچهٔ مسیحیت رمی شکاف ایجاد کرد، و جنگهایی که پی‌آمد آن بودند، قدرت قیصر باز صوری‌تر شد.

 

 رایش مقدس رمی

در قرنهای ۱۷ و ۱۸ در آلمان نیز به شیوهٔ فرانسه حکومتگری به قدرت مطلقه (Absolutismus) تمایل داشت. این گرایش اما نه در قدرت مرکزی، بلکه در سطح ولایات و امیرنشین‌های شهری کارساز شد. دستاورد این جریان بوروکراسی متمرکز دولتی در ولایات و شهرها بود. جنبش اصلاح دینی‌ای که لوتر پرچمدارش بود نواحی‌ای از آلمان را، عمدتا در بخش شرقی، به کلیسای جدید که پروتستان نام گرفت، گرواند

 روحیهٔ پروتستانی

پروتستانتیسم با خود روحیاتی به همراه آورد که بر فرهنگ آلمانی سخت تأثیر گذاشت سخت‌کوشی و ساده‌گرایی و انضباط و روحیهٔ تبعیت از مقررات دولتی و نیز باز بودن برای انسان‌گرایی عصر جدید و روشنگری و انتقاد از نظمهای کهن عقیدتی و اجتماعی. تأثیرات متناقض بودند. در جایی تعصب ایجاد کردند، در جایی و به اعتباری آزادمنشی

 کنگرهٔ وین

"دولت فخیمهٔ رمی ملت آلمان" با حملهٔ ناپلئون فروپاشید. حملهٔ ناپلئون فقط یک حملهٔ نظامی نبود. ایده‌های انقلاب کبیر فرانسه نیز در اروپای مرکزی گسترش یافتند. نظم کهن از هم گسست.کنگرهٔ وین (۱۸ سپتامبر ۱۸۱۴ تا ۹ ژوین ۱۸۱۵)، که بر آن بود اروپای پس از غلبه بر ناپلئون را بنیاد گذارد، در جهت احیای نظم کهن کوشید. از ۳۸ دولت ریز و درشت آلمانی اتحادیه‌ای به سرپرستی اتریش تشکیل شد. در این اتحادیه، که مجلس آن به نام بوندستاگ (Bundestag مجمع اتحادیه) در فرانکفورت تشکیل می‌شد و در آن امیران روابط خود را تنظیم می‌کردند، استانهای شرقی پروس و نیز شلسویگ که در اتحاد با دانمارک قرار داشت، شرکت نداشتند.

 برآمد پروس

بلافاصله پس از انقلاب رقابت و ستیز در میان حکومتهای آلمانی بویژه میان اتریش و پروس بالا گرفت. پروس از جنگ آلمانی ۱۸۶۶ پیروز بیرون آمد. اتحادیهٔ آلمان فروپاشید و پروس بر شمال آلمان نیز سلطه یافت. از تعداد حکومتهای خودمختار آلمانی کاسته شد پروس چنان قدرت یافت که پس از جنگ با فرانسه در سالهای ۱۸۷۰/۷۱ که آن را به نفع خود تمام کرد، توانست با سیاستگزاری صدراعظم بیسمارک اتریش را کنار گذاشته، دیگر حکومتهای خودمختار آلمانی را از میان برداشته و آلمان قیصری را با رهبری پروس بنیاد گذارد.

آلمان قیصری

آلمان قیصری به لحاظ نظامی و اقتصادی نیرومند بود. چون در ردیف قدرتهای بزرگ جهانی بود مایل بود در تقسیم استعماری جهان سهم بزرگی را نصیب خود کند. ایدئولوژی آن ناسیونالیسمی بود که برخلاف بینش رایج در انقلاب ۱۸۴۸/۴۹ هیچ همخوانی‌ای با دموکراتیسم نداشت و به نظامی‌گری متمایل بود. گسست میان ناسیونالیسم و آزادیخواهی و در عوض پیوند میان آن با نظامی‌گری عواقب وخیمی به بار آورد. یک مشخصهٔ حکومت دورهٔ حکومت قیصری، که با بیسمارک شروع شد، انجام اصلاحات دولتی در امور اجتماعی بود تا جنبشهای اجتماعی نتوانند پا گیرند. فقط با سانسور و زندان به جنگ سوسیال‌دموکراتها نمی‌رفتند: بیمه‌های اجتماعی مشهور آلمانی حربهٔ مهمی برای کاستن از نفوذ چپ بودند

 

 


 جغرافیا

جمهوری فدرال آلمان کشوری است در قاره اروپا. مساحت آن ۳۴۹٬۲۲۳ کیلومتر مربع است. فاصلهٔ دورترین نقطه از شمال به جنوب آن در خط هوایی ۸۷۶ کیلومتر و غرب به شرق آن ۶۴۰ کیلومتر است. جمعیت آلمان حدود ۸۲٫۴ میلیون نفر است. روز ملی آن سوم اکتبر است. سال ۱۹۹۰ روز اتحاد آلمان است.[نیازمند منبع]

 

 طبیعت

طبیعت آلمان بسیار متنوع است. رشته کوه‌های بلند و گاه کم‌ارتفاع با جلگه‌های مرتفع، تپه‌ها، کوه‌پایه‌ها و دریاچه‌ها و دشت‌های

/ 0 نظر / 6 بازدید