بخوانید و بخندید

قاضی:چرا دیروز این مرد را کتک زدی؟

 

متهم:چون چهار سال پیش به من گفت اسب ابی

قاضی:خب چرا دیروز کتکش زدی؟

متهم :چون تادیروز اسب ابی ندیده بودم.

 

به یک جوجه تیغی میگویند بزرگترین ارزویت چیست؟  اشک در چشمانش جمع میشودومیگوید بغلم میکنی؟

 

بچه ای می افتد در چاه و پدرش میرود سر چاه و بانگرانی می گوید پسرم جایی نرو تا بابا بره برایت طناب بیاورد.

 

/ 0 نظر / 5 بازدید